---

سلام داداش شاهین خوب و مهربونم،امیدوارم مثل همیشه خوب خوب خوب خوب باشید.

پوزش میخوام بخاطر داداش گفتنم ولی چون خودتون دوست داشتید داداش خطابتون میکنم، تاثیری که صحبتهای خوب شما رو من گذاشت بیشتربعداز دیدن فیلمهای سمینارهابود بود،راستش من عاشق پسری بودم که خواستگارم بود و با هم هیچ ارتباطی نداشتیم شناخت کمی داشتیم و با همین شناخت به هم علاقه داشتیم داستان آشناشدن مون هم باوساطت یه فرد دیگه بود همینقدر بگم که انقدر دوسش داشتم که حتی  به نبودنش فکر نمیکردم و فکر چنین اتفاقی آزارم میداد و توانشو در خودم نمی دیدم چند باری اومدن خواستگاری ولی پدرم فوق العاده  وبطور غیرمنطقی مخالف بود و با وجود پافشاری هایم موفق به ازدواج نشدیم،چون خانواده اونام سنگ مینداختن جلو پامون داستانش خیلی مفصله خلاصه کنم، نمیدونم چطور بگم که اون روزا بمن چطور میگذشت حتما میتونید درکم کنید و من روزها و ماههای پرغمی داشتم و فقط با حقایقی که از حرفای شما عایدم شده بود صبوری کردم وگرنه شاید دست به کارهای غیر منطقی میزدم،من از همه ناراحت بودم از پدرم و تک تک اعضای خانواده اونا کینه داشتم طوری که قلبم کدر شده بود و حرص میخوردم ولی باحرفای شما بخشیدن و بزرگوار بودن را یاد گرفتم و یه شب با گریه تمام ناراحتی ها رو از دلم بیرون کردم وسبگ شدم سبک سبک ،اینی که میگفتید وقتی آدم کوچکترین بدی یا ناراحتی تو دل بقیه بذاره بخودش برمیگرده و بالعکس منم همه رو با بی انصافی هائی که کردن رها کردم و واقعا آرام شدم و اونروزای سخت گذشت و واقعا روح بزرگ داشتن را حس کردم و فهمیدم بخشش و گذشت بهترین چیزیه که میتونه آدم را به آرامش برسونه.

جهانی سپاس سپاس برادر خوب وبزرگوارم جناب دکتر فرهنگ

حکیمه ظفری