نسیم نیکنام

دلنوشته



مردی نابینا زیر درختی نشسته بود. پادشاهی از آنجا می گذشت , نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت:
آقا از چه راهی میتوان به شهر رفت؟
بعد از شاه وزیرش هم نزد مرد نابینا آمد و بدون...

دلنوشته

دیگر وقت آن رسیده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! روزی که دختری چندساله بودم و به اندازه ی حال، قوی نبودم...شکستم. بارها لابه لایه ی حرفها زن بودنم نوعی ننگ تلقی شد و من کودکی بیش نبودم. و می شکستم. اما برای...

دلنوشته

من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
بغض پاینده هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل

دلنوشته


زیر این باران زیبا، عشق تو دیوانه ام کرد


با همین دلدادگیها بوی تو پروانه ام کرد
...

دلنوشته

به من نگاه کن نترس...من به تو مبتلا شدم... به موج میزنم ببین ...چه ساده ناخدا شدم...

دلنوشته

اميرالمؤ منين عليه السلام فرمودند: كسى كه با اذان و اقامه نماز بخواند، پشت سر او صفى از فرشتگان نماز مى خوانند كه آغاز و پايان اين صف ديده نمى شود. و كسى كه با اقامه نماز بخواند، پشت سر او یک صف از فر...

دلنوشته

خدایا!!!!!آقا ی زمین خیلی زود بیاد ....اهل زمین تشنه ی عدالت پسر علی شده.

دلنوشته

و خدایی که در این نزدیکی ست؛
لای این شب بوها،
پای آن کاج بلند،
روی آگاهی آب،
روی قانون گیاه.

سهراب سپهری